21 مرداد, 1399

ورود به اکانت شما

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا بخاطر بسپار

ایجاد حساب کاربری

فیلد های ستاره دار را پر کنید.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ایمیل *
تکرار ایمیل *
کپچا *
بارگذاری کپچا
صاحبنظران معتقدند در عصر حاضر كه به عصر جهاني شدن معروف شده، چگونگي توليد و مصرف محصولات ارتباطي و رسانه اي كاملا تغيير كرده است و فقط با شناخت اين تغييرات است كه مي توان دريافت كه وسايل ارتباط جمعي چگونه اداره مي شوند به همين سبب با گذشت بيش از بيست و پنج سال از انتشار گزارش «مك برايد »با عنوان «يك جهان چندين صدا» ضرورت توجه به تغييرات چشمگير در شيوه هاي توليد، توزيع و دستيابي به محتواي مطالب رسانه ها بيشتر احساس مي شود.وابستگي اطلاعاتي و ارتباطي اكثر كشورهاي جهان سوم به غرب كه از آن به عنوان جريان يك طرفه اطلاعات و اخبار ياد مي شود



از جمله موانع اساسي توسعه نظام صحيح ارتباطي ومطبوعاتي كشورهاي جهان سوم است.نتايج تحقيقات پژوهشگران حاكي است كه اكثريت قريب به اتفاق حجم اخباري كه در رسانه هاي كشورهاي جهان سوم انعكاس و انتشار مي يابد، به وسيله چند كارتل خبري بين المللي تهيه و مخابره مي شود. حتي كشورهاي همجوار نيز اخبار يكديگر را به نقل از اين كارتل هاي خبري بازگو مي كنند. بر مبناي اين تحقيقات چنين وضعيتي محدود به اخبار و اطلاعات نمي شود بلكه مشابه آن را در تمامي محصولات فرهنگي اعم از فيلم هاي سينمايي، كتاب، امواج ماهواره اي و شبكه هاي كامپيوتري مي توان ديد.
تصوير كشورهاي اسلامي و جهان سوم كه در رسانه هاي غربي به نمايش درمي آيد معمولا ناقص و تحريف شده است و تصوير جهان غرب كه توسط آژانس هاي بين المللي دراين كشورها انعكاس مي يابد، به همين نسبت غيرواقعي است.طي قرن اخير بزرگراههاي ارتباطي بر اساس ميزان پيشرفت فن آوري و بهره برداري از ثروت توسط كشورهاي پيشرفته به عنوان يك بازوي قوي و قدرتمند براي سلطه بر جهان سوم عمل مي كنند. اين بزرگراهها با جهت دادن به افكار عمومي جريان اطلاع رساني را در كنترل گرفته و از ورود واقعيات به جامعه جهاني جلوگيري مي نمايند.درجهان پرمكر و فريب امروز و در شرايطي كه توطئه هاي متعدد اعتقادي، سياسي، فكري، اجتماعي و اقتصادي عليه اسلام و مسلمانان اجراشده يا در حال اجراست، شناخت عميق تحريف هاي خبري دشمن بسيار مهم است.اين تحريفهاي خبري صرفا به ارائه چند خبر و تحليل مغرضانه از موضوعات سياسي و اقتصادي ختم نشده بلكه گاهي ناخواسته بر جريانهاي خبري نيز تأثير مي گذارند.درحال حاضر آمريكا به دلايل متعدد تاريخي به صورت پايتخت صهيونيسم جهاني و نقطه ابتدايي تحرك و منبع تبليغات رسانه هاي صهيونيستي درآمده است. از اين رو وظيفه داريم كه از چالش با موج «صهيونيستي، آمريكايي» صحبت كنيم.
سيطره صهيونيسم بر مطبوعات و نشريات بزرگ، ريشه در برنامه هاي از پيش طراحي شده دارد. چنانكه در پروتكل دوازدهم از «پروتكل هاي دانشوران صهيون» آمده: درآينده تمام شركتهاي خبرگزاري از آن ما خواهدشد و ما آنها را به دلخواه خود اداره خواهيم كرد و هيچ خبري در جهان پخش نخواهدشد مگر آنكه ما آن را ديكته كنيم.»
همچنين در بخش ديگري از پروتكل يادشده چنين آمده است: «ادبيات و مطبوعات بزرگترين ابزار آموزشي هستند. به همين دليل حكومت ما افسار بيشتر مطبوعات را به دست خواهدگرفت و با اين كار تأثيرات سو، و زيانبخش روزنامه هاي مستقل را خنثي خواهدكرد. با اين تدبير، بالاترين نيروي جهت دهنده به افكار عمومي را دراختيار خواهيم داشت. البته افكار عمومي دراعمال ما شك نخواهدكرد چون تمام روزنامه هاي وابسته به ما ظاهرا گرايشهاي مختلف و آراي متضادي را به چاپ خواهند رساند. اين امر توده مردم را گمراه و رقباي ما را كه نسبت به ما بدگمان نيستند به ما نزديك خواهدكرد.«گولد برگ» نويسنده كتاب «قدرت يهوديان» در بيان اسرار سلطه يهوديان صهيونيست در جامعه آمريكا توانمندي «سخن» را راز توانمندي يهوديان دانسته است. سخناني كه توسط يهوديان داراي مناصب كليدي يا طرفداران آنها در كشورهاي مختلف به زبان آمده و به وسيله روزنامه نگاران در رسانه هاي گروهي منعكس مي شود و افكار عمومي را شكل مي دهد.
هنگامي كه يهوديان پراكنده در جهان براي بدست آوردن زمين هاي بكر و ارزان و حاصلخيز به مناطق شمالي ايالت «مي.سي.سي.پي» ايالات متحده آمريكا هجوم آوردند و با اسلاف خود كه صنايع پوشاك را دراين نقطه ايجاد كرده بودند آميختند. هيچ كس باور نمي كرد كه اين اقليت ناچيز به بانفوذترين و موثرترين اقليت ها در آمريكا تبديل شود.جمعيت يهوديان آمريكا هم اكنون حدود 5/5 ميليون نفر است و اينان آن چنان نفوذي در تمام اركان مهم كشور پيدا كرده اند و از آن چنان ثروتي در دنيا برخوردارند كه سياستمداران و روساي جمهوري آمريكا نيز چشم به آراي اين اقليت دوخته اند.پس از استقرار يهوديان در ايالات متحده، آنان براساس تعاليم و آداب ديني خود به جمع آوري ثروت و تملك زمين و منابع زيرزميني و معادن طلا و نقره اين كشور پرداختند و پس از مدتي به فرمانروايان اقتصادي كشور تبديل شدند. پس از حضور و پيروزي ايالات متحده آمريكا در جنگ دوم جهاني عملا اين كشور وارد معادلات بين المللي شد و اين امر با به رسميت شناختن رژيم اشغالگر قدس در سال 1948 ظهور پيدا كرد و از اين زمان فرمانروايان رسانه هاي جهاني در آمريكا به هجوم عليه مناطق ديگر جهان براي تسخير فكر و انديشه ها پرداختند.
تأثيرگذاري مادي بر سياستمداران، انديشمندان و افراد صاحب نفوذ و شستشوي فكري آنها با مفاهيم صهيونيستي، ايجاد ارتباط كامل بين منافع آمريكا و صهيونيسم، نابود كردن مخالفان صهيونيسم و ساكت كردن مخالفان سياست هاي رژيم صهيونيستي به هر طريق ممكن از تطميع و ترغيب گرفته تا تهديد و كشتار، رخنه در ميان اقشار صاحب نفوذ در افكار عمومي و تحت تأثير قرار دادن آنها، تسلط بر وسايل تبليغاتي و ارتباط جمعي، از ويژگي هاي صهيونيسم آمريكايي است.طبق بررسي هاي انجام شده يهوديان از لحاظ جمعيتي 3درصد از كل جمعيت آمريكا هستند ولي بين 30 الي 50 درصد دست اندركاران رسانه اي و تبليغاتي آمريكا، يهودي مي باشند. بنابراين، «كلمه» كه داراي وزن و تأثيرگذاري در شكل دادن به افكار و هدايت آنها و تعيين مواضع مي باشد، همچون گروگاني در دست بنگاه هاي خبري، نشريات و افراد يهودي وابسته به صهيونيسم قرار گرفته كه داراي منافع و اهداف بسياري بوده و در پرتو پيشرفت برتر تكنولوژي خود و گسترش سريع آن در جهان و در اثر انقلاب اطلاعاتي و تكنولوژي ارتباطات، گاه موفق مي شوند با بهره گيري از منظومه رسانه اي، بنگاه هاي انتشاراتي، سينما، تئاتر و... جريانات خبري را طراحي و اجرا نمايند.
قدرت هراس انگيز لابي صهيونيست ها يك موضوع جديد نيست بلكه سال هاست به عنوان عاملي مهم در كشورهاي غربي و علي الخصوص آمريكا ايفاي نقش مي كند.پيش از تولد صهيونيسم سياسي، صهيونيسم ادبي پديد آمد و نخستين جرقه هاي سياسي كردن دين يهود را برافروخت. به ديگر سخن، صهيونيسم نخست در عرصه زبان، گفتار، انديشه و آن گاه در ميدان سياست قد برافراشت.صهيونيسم داراي شعبات گوناگون و متعددي است اما صهيونيسم سياسي فعالترين نوع صهيونيسم است و بقيه شاخه ها و شعبات آن را نيز دربرمي گيرد.البته صهيونيسم از يهوديت جداست. يهوديت يك سيستم مذهبي است در حالي كه صهيونيسم يك حركت فكري با ويژگي هايي از قبيل: انديشه هاي افراطي نژادپرستانه، توجه خاص به استفاده از سرمايه و پول براي رسيدن به اهداف، ارتباط دائمي با ابرقدرت ها براي تثبيت پايه هاي اقتدار خود، مظلوم نمايي، كنترل رسانه هاي جمعي و روزنامه ها به عنوان مهمترين وسيله تسلط بر جهان است.
صهيونيست ها از طريق روابط سياسي، خانواده هاي ثروتمند يهودي، رسانه هاي گروهي وابسته، گرايش هاي فكري، روشنفكران صهيونيست، عوامل موساد و دفاتر امنيتي، انجمن هاي قلم، كميته هاي دفاع از حقوق بشر و كميته هاي به اصطلاح صلح و برخي احزاب و نمايندگان پارلماني آنها به صورتي سازمان يافته، مسلمانان و جهان اسلام را مورد بمباران هاي شديد تبليغاتي و تخريبي خويش قرار مي دهند تا هيچ فعاليت فكري، فرهنگي و سياسي مخالف صهيونيسم در دنيا پديد نيايد.
بعد از جنگ دوم جهاني و شكل گيري ساختار جديد نظام بين المللي، صهيونيست ها توانستند تقريباً بر تمامي مقدرات ايالات متحده آمريكا تسلط پيدا كنند. اين تسلط به ويژه در عرصه سياسي بسيار مشهود است به طوري كه پيروزي يك نامزد انتخاباتي بدون جلب حمايت گروه هاي صهيونيستي تقريباً غيرممكن است و يك اقليت 5/5 ميليوني، 030 ميليون نفر مردم آمريكا را تحت سيطره كامل فكري، اعتقادي، مالي و سياسي خود قرار داده اند.در حال حاضر بسياري از وزرا و معاونين آنها در آمريكا يهودي هستند و از حدود 2000 نفر كادر داخلي وزارت خارجه آمريكا، 1534 تن يهودي مي باشند.
«پت بوكانن» يكي از برجسته ترين نمايندگان پيشين مجلس سنا در آمريكا مي گويد: «كنگره ايالات متحده را بايد جزو سرزمين هاي اشغالي اسراييل قلمداد كرد.»
يهوديان آمريكا سازمان هاي قوي و موثري براي نفوذ در سياست خارجي كشور تشكيل داده اند كه مهم ترين آنها كميته «ايپك» است. اين كميته كه هدايت روابط عمومي آمريكا و اسراييل را به عهده دارد، در سال 1951 ميلادي تأسيس شد. در حال حاضر اين كميته 85هزار عضو دارد و از بودجه سالانه اي معادل 33 ميليون و چهارصد هزار دلار برخوردار است و 051 كارمند تمام وقت دارد.
ايپك علاوه بر دفتر مركزي در واشنگتن و جنب كنگره آمريكا، در 10ايالت آمريكا و نيز در اسراييل داراي دفاتر نمايندگي است. اين نكته از اين رو حائزاهميت است كه اعضاي هيئت مديره اين كميته معمولا در مجامع عمومي به عنوان كمك دهندگان و گردآورندگان اصلي كمك هاي مالي به مبارزات انتخاباتي سياست مداران آمريكايي هوادار اسراييل فعاليت مي كنند.
ساير تشكل هاي يهوديان صهيونيست عبارتست از: «كنفرانس سران» كه متشكل از 52سازمان يهودي و صهيونيستي است انجمن «بيلدربرگ» كه افرادي همچون «هارولد ويلسون» و «رابرت مك نامارا» از اعضاي آن هستند- «شوراي اتحاديه يهودي» يا «فدراسيون يهود» كه وظيفه ايجاد هماهنگي فكري و برنامه ريزي بين اتحاديه ها و تأمين بودجه 5721 اتحاديه يهوديان آمريكاي شمالي را به عهده دارد- «جنبش صهيونيستي آمريكا» كه هدف آن وحدت بخشيدن به تمامي سازمان هاي يهودي است و «شوراي جهاني يهود» كه مسئوليت هماهنگي و ارتباط با سازمان هاي يهودي را در 70 كشور برعهده دارد.
بدون شك يكي از ظريف ترين حوزه هاي نفوذ صهيونيست ها در ايالات متحده و به طور عام در كل دنيا، رسانه ها هستند.از ديرباز نمادهاي فرهنگي چون كتاب، مطبوعات و مجلات و وسايل ارتباط جمعي ديگر همچون راديو، تلويزيون، اينترنت، سينما، موسيقي و... از عناصر مورد توجه يهوديان بوده است.دايره المعارف يهود، آماري را منتشر نموده است كه نشان از توجه يهوديان به نمادهاي فرهنگي دارد. براساس اين آمار، يهوديان بين سال هاي 1728 تا 4091 ميلادي، حدودا بيش از 0001 عنوان روزنامه و مجله به چاپ رسانده اند كه اين آثار به 17 زبان و در 25كشور چاپ شده است. آمار تفكيكي اين مطبوعات چنين است: 975 اثر در كشورهاي اروپاي غربي و شرقي، 892 اثر در آمريكاي شمالي، 3اثر در آمريكاي جنوبي، 96 اثر در آسيا، 52 اثر در مصر و شمال آفريقا و 11اثر در اسراييل. پس مي بينيم كه استراتژي صهيونيسم جهاني عميق و درازمدت بوده و از تمام ابزار تاثيرگذار سود جسته است.
در حال حاضر نظام رسانه اي هدفمند صهيونيستي و امپرياليستي غرب با هوشمندسازي شبكه «قدرت و اطلاعات» از طريق شناخت اجزاي مختلف جوامع از سويي به «همگرايي» ميان كشورهاي مورد نظر خود مي پردازد و از ديگر سو در تقابل آشكار سعي دارد مسير «واگرايي» را با ساير اجزاء جامعه جهاني به حد نهايت سوق دهد.متدولوژي تبادل اطلاعات در غرب كه امروزه به صورت انحصاري در اختيار آمريكا قرار گرفته است، به آماده سازي و طبقه بندي و تفكيك اطلاعات براي مخاطبين آمريكايي، اروپايي، آسيايي و آفريقايي پرداخته و با تكيه بر قدرت آوندي رسانه ها در كاركردهاي ابزاري و راهبردي، با بهره گيري از فناوري و علوم مختلف از جمله روانشناسي مخاطب و جامعه شناسي منطقه اي و بومي جوامع هدف، حركت خود را براي رسيدن به مقاصد مورد نظرش ادامه مي دهد.
آمريكا و اسراييل همواره تلاش مي كنند به كمك ابزارهاي مختلف از جمله ابررسانه هايي كه در اختيار دارند، جنگ نرم رسانه اي عليه كشورهاي جهان سوم و به ويژه مسلمانان به راه اندازند تا به اهداف توسعه طلبانه خود دست يابند. كاركرد رسانه ها بعد از حادثه 11سپتامبر و در جنگ آمريكا و متحدانش عليه عراق نمونه بارزي از نقش رسانه ها در شكل دهي افكار عمومي و تامين خواسته هاي يك گروه خاص است.صبح روز 11سپتامبر 2001، در حالي كه در گوشه و كنار برج هاي دوقلو امدادگران با آتش و دود دست و پنجه نرم مي كردند «وينسنت كانسترارو» تحليل گر اي.بي.سي. نيوز سعي داشت تا اين حوادث غامض را براي ميليون ها بيننده تلويزيوني موشكافي كند. بد نيست بدانيم «كانسترارو» يكي از مقامات بلندپايه سابق سازمان جاسوسي آمريكا، سيا است. او در اوايل دهه 80، مسئول همكاري سازمان سيا با كونتراهاي نيكاراگوئه بود و در 4891 از سازمان سيا به شوراي امنيت ملي آمريكا منتقل شد و ناظر عمليات كمك هاي پنهان آمريكا به چريك هايي كه در افغانستان عليه شوروي مي جنگيدند، گرديد. به عبارت ديگر «كانسترارو» سوابق بسياري در كمك به تروريست ها دارد، ابتدا كمك به سربازان كونترا كه شمار زيادي از شهروندان نيكاراگوئه را قتل عام كردند و سپس كمك به گروهي كه «اسامه بن لادن» عضو ارشد آنها بود.
چگونه يك همكار قديمي تروريست هاي مورد حمايت دولت مي توانست در آن موقع نقش يك گزارشگر ضدتروريسم را به عهده بگيرد؟
به دنبال حملات 11 سپتامبر ماشين تبليغاتي صهيونيستي- آمريكايي براي ترويج تهمت هاي كليشه اي همراه با ايجاد تنفر نسبت به مسلمانان از طريق رسانه هاي گروهي عظيم و داراي امكانات تأثيرگذاري نيرومند، فرصت يافت تا رسالت تبليغات رسانه اي براي انتشار واقعيت هاي دقيق و تحليل هاي صحيح را با تهمت تروريسم و خشونت فرهنگي و اجتماعي مخلوط كند.رسانه هاي آمريكا چنين وانمود مي كردند كه ملاقات مهمي بين هواپيماربايان 11 سپتامبر به سركردگي «محمد عطا» با يك مأمور عاليرتبه اطلاعاتي عراق در پراگ روي داده است كه البته پس از تحقيقات مفصل و گسترده، بي اساس بودن اين گزارش ها ثابت شد. بنابراين، ادعاي بي اساس و واهي ديگري از راه رسيد. «دونالد رامسفلد»، «صدام حسين» را متهم به پناه دادن به اعضاي القاعده نمود و روزنامه «گاردين» نوشت: «آن ها به كردستان عراق، منطقه اي كه در كنترل صدام حسين نيست، فرار كرده اند.»
به دنبال اين اتهامات، مسئله وجود سلاح هاي كشتار جمعي، هسته اي و شيميايي در عراق، تيترهاي روزنامه ها را پر كرد.در 16 ماه اوت 2002، روزنامه «واشنگتن پست» نوشت: اسرائيل مقامات آمريكا را وادار مي كند بي درنگ به صدام حسين و عراق با آغاز جنگ ضربه بزند.به گفته «آريل شارون» هماهنگي راهبردي بين اسرائيل و آمريكا «در ابعاد بي سابقه» انجام شد. دستگاه اطلاعاتي جاسوسي اسرائيل گزارش هايي مبني بر وجود سلاح هاي كشتار جمعي براي واشنگتن فراهم كرده بود.
«شيمون پرز» وزير وقت امورخارجه اسرائيل در سپتامبر 2002 به خبرنگاران گفت: «جنگ عليه صدام يك ضرورت است» و «بنيامين نتانياهو» در روزنامه «وال استريت ژورنال» اعلام كرد: «امروز هيچ چيز نمي بايستي از سرنگوني رژيم صدام جلوگيري كند.»
در داخل ايالات متحده آمريكا، عامل اصلي براي جنگ عليه عراق يك گروه كوچك نومحافظه كاران بودند كه روابط نزديكي با حزب «ليكود» اسرائيل دارند. افزون بر اين، رهبران سازمان هاي گروه فشار طرفدار اسرائيل صداي خود را براي به راه افتادن جنگ بلند كردند و رهبران جامعه يهودي در اعلاميه هاي خود، نياز رهايي جهان از صدام حسين و سلاح هاي كشتار جمعي را مورد تأكيد قرار دادند.
پشتيباني و طرفداري از اسرائيل در سرمقاله هاي مطبوعات بزرگ آمريكايي انعكاس يافت به طوري كه «رابرت بارتلي» سردبير متوفاي روزنامه «وال استريت ژورنال» يك بار اعتراف كرد: هر چه «شامير» و «شارون» به آن علاقمندند، براي من نيز خوب و مناسب است.در ميان اين تبليغات رسانه اي، نگراني هر چند اندك نيز درخصوص شهروندان بي نواي عراقي وجود نداشت كه آخرين لحظات زندگي شان زير حملات موشكي آمريكا و متحدانش، يادآور كساني بود كه در حمله به برج هاي تجارت جهاني و پنتاگون از ميان رفتند.براي رسانه هاي آمريكايي تنها برخي سفاكي ها سزاوار توجيه اند، تنها برخي قربانيان سزاوار همدردي اند و تنها برخي جناياتي كه بر ضد بشريت روي مي دهد سزاوار گريه هاي ماست.
در تمام جنگ هايي كه آمريكا به نوعي در آنها نقش داشته، افكار عمومي جهان با انتشار اخبار غيرواقعي به بازي گرفته شده است. در جنگ نابرابر آمريكا عليه مردم عراق نيز اين سناريو تكرار شد. «پتر شولاتور» خبرنگار فرانسوي الاصل مقيم آلمان در اين باره مي گويد: «سانسور خبري آمريكا در حمله نظامي به عراق بي سابقه و غيرقابل تصور است. آمريكايي ها مي كوشند از نمايش تصاوير كشته شدگان غيرنظامي عراق جلوگيري كنند و خسارت هاي وارد شده به نيروهاي مهاجم را نيز نشان ندهند.»
«توماس لجسن» خبرنگار راديو ملي لهستان مي گويد: «خبرنگاران آمريكايي و انگليسي يا خبرنگاران هر كشور ديگري كه در كويت يا عراق در مقر مطبوعاتي نيروهاي متجاوز فعاليت مي كنند خبرهاي تحريف شده اي را دريافت مي كنند. وي مي افزايد: چهار سال قبل از اين هم در بالكان چنين وضعي وجود داشت.»
خبرنگار روزنامه سوئيسي «تاگس انسايگر» رسانه هاي آمريكايي را وابسته به پنتاگون مي خواند و با بيان اينكه رسانه هاي بزرگ آمريكا ادعاي استقلال دارند، از تسليم شدن آنها در برابر دستورات پنتاگون ابراز شگفتي مي كند.روزنامه چيني زبان «مردم» در گزارشي نوشته است: جنگ آمريكا عليه عراق نشان داد رسانه هاي اين كشور دروغ پرداز و فاقد عدالت و استقلال هستند.اين نشريه كه ديدگاه رسمي دولت مركزي چين را منتشر مي كند، مي افزايد: جنگ آمريكا و انگليس عليه عراق آزمايشي براي رسانه هاي اين كشور بود كه از آن سربلند بيرون نيامدند رسانه هاي آمريكا اكنون فقط ديدگاه هاي پنتاگون را منتشر مي كنند و سعي دارند به افكار عمومي جهان القا كنند كه آمريكا براي آزادي مردم و آزادسازي عراق مي جنگد.«ريچارد سيمبروك» مدير شبكه بي .بي. سي نيوز نيز در پي انتقادات خبرنگاران و شخصيت هاي مخالف جنگ از سانسور واقعيت هاي جنگ عليه عراق تاييد كرد كه آنها چنين سانسوري را اعمال مي كنند.يكي از شخصيت هاي منتقد اقدامات بي. بي. سي درگفتگويي اظهار كرد:بي. بي. سي در روزهاي اول جنگ اعلام كرد كه در بصره خيزشي عمومي شده درحالي كه صحت نداشت. اين شبكه به اعدام دو سرباز آمريكايي توسط عراقي ها اشاره داشت كه درست نبود و بعدا ادعا كرد بصره سقوط كرده كه واقعيت نداشت. وي افزود: خبرنگاران اين شبكه به دنبال نظاميان و ماشين جنگي حركت مي كنند و قادر نيستند اخبار مستقل و واقعي به مردم بدهند.
اكنون به روابط تعدادي از رسانه ها باآمريكا و صهيونيسم جهاني مي پردازيم:
بودجه راديو آزادي كه در ظاهر يك شركت خصوصي غيرانتفاعي است توسط دولت آمريكا تامين مي شود.دولت آمريكا با اختصاص بودجه هاي كلان براي رسانه هايي نظير راديو آزادي تلاش مي كند با پخش گزارش هاي جهت دار و برنامه ريزي شده به كشورهايي كه مخالف سياست هاي توسعه طلبانه واشنگتن هستند، ضربه بزند.مقر راديو آزادي كه به 34 زبان از جمله فارسي برنامه پخش مي كند در پراگ و واشنگتن است و 550 كارمند، 31 دفتر و يكهزار و يكصد خبرنگار تمام وقت و نيمه وقت دارد.روزنامه «نيويورك تايمز» كه درسال 1896 توسط، «آدولف اوكس» يهودي تأسيس گرديد و بعداز او توسط نوه هايش اداره مي شد، درسال 1993 به وسيله خانواده «سولز برگ» خريداري شد كه اين خانواده يهودي 26 روزنامه محلي، 12 مجله تخصصي، 3 بنگاه انتشاراتي كتاب و جرايد و همچنين 7 ايستگاه راديويي و تلويزيوني و نيز سيستم تلويزيون كابلي را در مالكيت خود دارند.
روزنامه «واشنگتن پست» درسال 1933 توسط «يوجين ماير» (يك صهيونيست مشهور) خريداري شد و كماكان توسط فرزندان و نوه هايش اداره مي شود.هفته نامه مشهور «نيوزويك» با تيراژ هفتگي 2/3 ميليون متعلق به اين روزنامه است.
مجله «تايم» كه رقيب مجله «نيوزويك» محسوب مي شود، با تيراژ هفتگي 1/4ميليون توسط يكي از شركت هاي وابسته به شركت تايم وارنر منتشر مي شود كه در سال 1989 در ادغام با شركت اصلي تشكيل شد و رئيس هيئت مديره آن يك يهودي طرفدار صهيونيسم به نام «جرالدين لوين» است.
روزنامه «وال استريت ژورنال» وابسته به موسسه «داو جونز» كه 24 روزنامه و مجله ديگر را هم تحت حاكميت خود دارد، توسط يك صهيونيست اداره مي شود.
روزنامه «يو.اس.نيوزاند ورلد ريپورت» نيز تحت مالكيت و مديريت «زوچرمن» يهودي قرار دارد.
امروزه دستگاه هاي خبر رساني جهان تقريباً به طور كامل در دست چند آژانس خبري بزرگ صهيونيستي است. به اين ترتيب اكثريت جمعيت جهان همه روزه اخباري را مي شنوند كه عموماً در جهت حمايت و تقويت و در خدمت منافع صهيونيسم است. آگاهي از اين موضوع از سوي مخاطبان رسانه ها مي تواند آنان را به هنگام روبرو شدن با اطلاعاتي از منابع يادشده به تامل وادارد و در خنثي سازي عمليات رواني نقش تعيين كننده دارد. اين آژانس هاي خبري عبارتند از:
1) خبرگزاري «رويترز» وقتي نامي از خبرگزاري ها برده مي شود، نخست نام خبرگزاري «رويترز» به ذهن متبادر مي گردد. بايد بدانيم كه مؤسس اين خبرگزاري «ژوليوس رويتر» درسال 1816 ميلادي در يك خانواده يهودي به دنيا آمد و با يك نام اسراييلي ناميده شد. وي درسال 1871 لقب بارون را از دوك «ساكس كوبورگ گوتا» دريافت كرد و به «بارون ژوليوس رويتر» معروف شد.
2) خبرگزاري «آسوشيتدپرس»: درسال 1848 ميلادي، پنج روزنامه آمريكايي اقدام به تأسيس خبرگزاري آسوشيتدپرس نمودند. خبرگزاري كه درسال 1900 ميلادي به شركتي عظيم تبديل شد كه اكثر روزنامه ها و مجلات آمريكايي را كه قسمت اعظم آن ها تحت سيطره صهيونيسم بودند زير پوشش قرار داد.
3) فرانس پرس: درسال 1835 ميلادي يكي از يهوديان فرانسوي به نام «هاواس» آژانس هاواس را بنيان نهاد كه بعدها تبديل به خبرگزاري دولتي فرانسه شد.
همچنين پنج شبكه غول پيكر تلويزيوني كه 95 درصد اخبار، اظهارنظرها و تصاوير را براي جهانيان پخش مي كنند، عبارتند از:
-شبكه CNN كه توسط «تدترنر» تاسيس شد و اخيرا در شركت تايم وارنر ادغام شده است.
- شبكه ABC كه شركت «والت ديسني» صاحب آن است و رياست آن را يك يهودي به عهده دارد.
- شبكه CBS كه شركت وستينگهاوس صاحب آن است و رياست اين شبكه به يك يهودي واگذار شده است.
- شبكه FOX كه رابرت مرداك ميلياردر يهودي استراليايي صاحب آن است.
- شبكه NBC كه شركت جنرال الكتريك صاحب آن بوده و بخش اخبار آن تحت رياست يك يهودي است.
«فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران» در سال 1990 ميلادي جزوه اي منتشر كرد كه درآن عمده ترين مالكان رسانه هاي گروهي جهان كه تمركز مالكيت اين وسايل را دراختيار دارند معرفي شده اند.
روبرت مردوك (رابرت مردوخ) صهيونيست معروف استراليايي به عنوان بزرگترين مالك شركت هاي مرتبط با فعاليت هاي ارتباط جمعي در اين جزوه معرفي شده است.
ازجمله نشريات معروف دنيا كه وي مالكيت آنها را برعهده دارد، مي توان به موارد زير اشاره كرد: 1- «ساندي تايمز» و «فاينشنال تايمز» در انگلستان 2-فرانسهExpansion 3-اسپانياMapnap4-و ري فرم مجارستان- 5-«سن آنتونيو اكسپرس نيوز» و «بوستون هرالد» آمريكا 6-سايت «چانيا مورنينگ» هنگ كنگ- 7-«استراليين» و «هرالد» استراليا «روبرت ماكسول» يهودي، مالك عمده رسانه هاي همگاني، شخص ديگري بود كه در همان سال از سوي «فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران» معرفي شد.
ماكسول چندي بعد در سانحه اي كشته شد.
ماكسول در آن سال داراي يك تراست عظيم مطبوعاتي بود كه مركزش در كشور «ليختن اشتاين» قرار داشت. ازجمله شركت هاي مهمي كه ماكسول مالك آن ها به شمار مي رفت، مي توان به موارد ذيل اشاره كرد: 1-بنگاه «پرگامو» «پرس» در انگلستان 2-گروه روزنامه هاي «ميرور» ازقبيل «ديلي ميرور»، «ساندي ميرور»، «ساندي پيپل» و... در انگلستان 3-«انتشارات مك دونالد»، «اربيس»، «فتورا» و... در انگلستان 4-چند ده مجله تخصصي، چاپخانه و شركت خدماتي در انگلستان 5-شركت بيمه آكسفورد در انگلستان 6-شبكه تلويزيوني «ام.تي.وي» اروپا 7-چند شركت رسانه همگاني در آلمان 8-شركت هاي انتشاراتي «كي.جي برت ماركز فورليگ» و «تري بي فور سالزينگ» در سوئد 9-بنگاه انتشاراتي «مك ميلان» و چندين شركت انتشاراتي ديگر در آمريكا.
نزديك به 40سال است كه لابي صهيونيسم اجازه نمي دهد حتي در كميته روابط خارجي سناي آمريكا، انتقادي از اسراييل صورت بگيرد. اين لابي پرنفوذ، با تبليغات منفي خود فرد منتقد را از صحنه سياسي آمريكا حذف مي كند.
سياستمداراني همچون سناتور «ادلي استيونسن»، «چارلز پرسي»، «بيت ماك لاسكن» و «سينتا مك كيني» به خاطر اعتراض به وضع موجود از صحنه سياسي آمريكا رانده شدند. مردم آمريكا نمي دانند كه كنگره كشورشان به عنوان دفتر حافظ منافع اسراييل عمل مي كند.
روژه گارودي فيلسوف فرانسوي در كتاب «اسطوره سياسي صهيونيسم» مي نويسد صهيونيست ها بي آنكه در جهان ما ريشه و اصالتي داشته باشند، توانسته اند به مدد پول، قدرت سياسي و ابزار رسانه هاي جمعي، سلطه خود را بر آمريكا و اروپا بگسترانند و اركان سياسي و قضايي اين كشورها را تحت نفوذ خود درآورند.درميان كشورهاي غربي حضور صهيونيست ها در آمريكا به مراتب پررنگ تر از ساير نقاط جهان است. تاكنون به دفعات مقامات وزارت خارجه آمريكا و يا سياستمداران دولتي اسبق اين كشور به وجود يهوديان هوادار اسراييل در نظام مديريتي آمريكا و تأثيرات فكري آنان در تصميم گيري هاي كاخ سفيد اشاره كرده اند.
دامنه قدرت و نفوذ صهيونيست ها در كنگره و سناي آمريكا بسيار قابل توجه است. مهمترين عاملي كه صهيونيست ها براي اعمال نفوذ در آراء و تصميمات كنگره آمريكا به كار مي گيرند، تسلط آنها بر وسايل ارتباط جمعي است. همان طور كه پيشتر گفته شد، بيش از 90درصد وسايل ارتباط جمعي آمريكا كه سه شبكه عمده تلويزيوني و نيز روزنامه هاي اصلي و پرتيراژ كشور را دربرمي گيرد، دراختيار صهيونيست ها قرار دارد و آنان هرزمان اراده كنند مي توانند يك مقام برجسته دولتي يا هريك از اعضاي كنگره را كه درجهت منافع آنها كار نمي كنند باتوجه به نقاط ضعفي كه از هريك مي دانند، رسوا و بي اعتبار سازند.از دهه 1980 تاكنون بر تمركزگرايي در صنايع ارتباط جمعي در آمريكا افزوده شده است به طوري كه مي بينيم درسال 2003، ده مؤسسه بزرگ اقتصادي بر اين بخش فرمانروايي مي كنند.در فاصله زماني سال هاي 1993 تا ژوئن سال 2000، صنعت وسايل ارتباط جمعي 75ميليون دلار به مبارزات انتخاباتي نامزدهاي دوحزب عمده آمريكا، براي اشغال پست هاي دولتي در سطح فدرال كمك مالي كرده است. صنعت رسانه ها همچنين با تقديم مخارج كامل 1460سفر به اعضا و كارمندان كميسيون ارتباطات بين سال هاي 1995 و 2000، دوستي آنان را براي خود حفظ كرده است.
بيشتر رسانه هاي آمريكا شامل شبكه هاي بزرگ راديويي، كانال هاي تلويزيوني، روزنامه ها و نشريات ديگر دراختيار گروهي از مؤسسات اقتصادي هستند كه در تملك صهيونيست ها قرار دارند.بنابراين تعجب آور نيست اگر تصميمات و سياست هاي متخذه در اين كشور به ويژه در عرصه سياست خارجي بيشتر منطبق با مواضع اسراييلي ها باشد.


منبع:روزنامه كيهان
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در سه شنبه, 02 ارديبهشت 1399 06:36

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید.

logo-samandehi