27 دی, 1399

ورود به اکانت شما

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا بخاطر بسپار

ایجاد حساب کاربری

فیلد های ستاره دار را پر کنید.
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تکرار رمز عبور *
ایمیل *
تکرار ایمیل *
کپچا *
بارگذاری کپچا

هفت کلید دستیابی به شادمانی

هیچ امر منفی، بدون نکته ‌ای مثبتِ مرتبط با آن، وجود ندارد.
 
چکیده : تمام افراد توانایی انتخاب نگرش ذهنی‌شان را دارند. اگر شادمانی آن چیزی است که به دنبالش هستید، پس بایستی آن را انتخاب کنید. در اینجا تعدادی از راهکارهایی که می تواند به شما کمک کند آورده شده است.




در این مقاله موارد مهمی که در شادمانی افراد نقش تأثیرگذاری دارد، به صورت خلاصه آورده شده است.
 

۱. ارزش قائل شدن برای خویشتن

بدون ارزش قائل شدن برای خود، شادمانی هیچگاه به دست نمی‌آید. البته ارزش قائل شدن برای خود در یک پیوستار قرار دارد. چیزی نیست که یا شما آن را داشته باشید یا نداشته باشید. می توانید درجات مختلفی از آن را داشته باشید، و این درجه می‌تواند بسته به شرایط زندگی شما تغییر کند.

یک دندانه از یک چرخ
به طور کلی افراد شادمان به اندازه ای سالم، برای خویش ارزش قائل اند، بدون آن‌که نگاه متکبرانه ای داشته باشند و خود را خیلی مهم بپندارند. این یک مرزی است که بایستی میان اعتماد به نفس و خودبینی قائل باشیم. اعتماد به نفس به معنای یک احساس خاص است که معتقد است همگی ما یک دندانه از یک چرخ بزرگ هستیم. هیچ کس نسبت به فرد دیگر برتری ندارد. افرادی که برای خود ارزش بالایی قائل اند اهداف زندگی شان را می شناسند. آنها در راستای رسالت شان در زندگی حرکت می کنند. آنها همچنین ارزش دیگران را هم به رسمیت می شناسند و به آنها هم فضای لازم را می دهند که به سمت هدف شان حرکت کنند.

نه متکبر، نه فاقد ارزش
اما افراد متکبر برای خود ارزش قائل اند در عین اینکه نگاهی از بالا به پایین به دیگران دارند و آنها را بی ارزش تلقی می کنند. در انتهای دیگر پیوستار افرادی اند که برای دیگران ارزش زیادی قائل اند اما خودشان را فاقد ارزش می دانند.
 

۲. قدرشناسی

این طبیعت انسانی است که مواردی که از آنها رضایت ندارد را به راحتی می تواند فهرست کند. مغز ما برای دیدن کاستی ها برنامه ریزی شده است. این امر، حفظ نگرش قدرشناسانه را با چالش روبه رو می کند، اما ما می توانیم برای آن تلاش کنیم. نکتۀ مهم این است که بابت آن چه که دارید قدردان باشید. هیچ ایرادی وجود ندارد که ما خواهان شرایط بهتر باشیم. در عین حال همچنان می توانیم قدرشناس وضعیت موجود نیز باشیم. حتی زمانی که اوضاع خوب نیست، همواره می توان جنبه هایی از قضیه را پیدا کرد که در نهایت نکته ای مثبت داشته باشد. هر آن چیزی که با درد زیادی همراه است همواره جنبه دیگری هم دارد که مثبت است و اگر بخواهیم می توانیم آن را ببینیم.


۳. نگاهی مثبت به زندگی

به هرچیز می توان به سه صورت نگاه کرد: مثبت، منفی و خنثی. مشاهدۀ اطلاعات با نگاه خنثی به ما کمک می کند تا توانایی پذیرش هر چیزی را داشته باشیم و از مقاومت و انکار واقعیت دست برداریم. اگر می خواهید شادمانی را تجربه کنید این بهترین شیوه برای زندگی است. با این حال برای بسیاری از ما چنین نگاهی به شدت دشوار است

تمرین کنید
همواره سعی کنید نگاهتان به زندگی را از حالت منفی به مثبت تغییر دهید؛ با تمرین این کار ساده تر می شود. همانطور که در فیزیک بیان می شود که هیچ نوترونی بدون پروتون وجود ندارد، در مورد زندگی نیز همین است. هیچ امر منفی بدون نکته ای مثبت مرتبط با آن وجود ندارد.
 

۴. کنترل درونی

افرادی که معتقدند که مسئولیت رفتارشان و پیامدهای آن بر عهدۀ خودشان است و پیامدهای زندگی را نتیجۀ تلاش شخصی و تصمیمات شخصی خود می دانند، به کنترل درونی معتقدند. در مقابل افرادی با نگرش کنترل بیرونی هستند که باورد دارند رفتارشان توسط عوامل بیرونی از جمله افراد دیگر، سرنوشت، شانس و شرایطی خارج از کنترل شان تعیین می شود.

جستجوی فرصت ‌ها
داشتن اعتقاد کنترل درونی، نگرشی «کارآمد» را ایجاد می کند. و اعتقاد به کنترل بیرونی عموماً باعث ایجاد نگرش درماندگی می شود. صد البته هر کسی در موقعیت هایی قرار می گیرد که خارج از کنترلش است، اما افراد معتقد به کنترل درونی اقداماتی را برای بهبود آن شرایط به کار می گیرند. آنها زمانشان را صرف سوگواری کردن برای اتفاق بدی که رخ داده است نمی کنند؛ در عوض، فرصت ها و اقدامات قاطعانه ای را جستجو می کنند تا اوضاع را به نحوی به نفع خود تغییر دهند. به این ترتیب،  فرد بیشتر سکان سرنوشت خود را به عهده می گیرد. آنها خود را در موضع قربانی قرار نمی دهند و اقداماتی قطعی انجام می دهند که در نهایت منجر به رضایت بیشتر آنها در زندگی می شود.
 

۵. یادگیری مادام العمر

 بهتر است هر روز هدف تان یادگیری نکته ای جدید باشد. هنگامی که با افراد یا شرایط جدید روبه رو می شوید ، به دنبال معرفت و دانشی باشید که می توانید از آن ها کسب کنید. در مواقعی هم که معتقدید اشتباهی مرتکب شدید، سعی کنید درس لازمه از آن را پیدا کنید، چرا که همواره نکته ای برای آموختن وجود دارد.
هنگامی که ما باور داشته باشیم که هر آنچه لازم است را می دانیم، در معرض خطری جدی قرار داریم. در این صورت یادگیری از افراد و موقعیت هایی که در مسیرمان رخ می دهند را متوقف می کنیم. درسهای لازم را جستجو نمی کنیم، برای دردهایی که تجربه می‌کنیم شروع به سرزنش عوامل بیرونی می کنیم، به جای آنکه سعی کنیم آنچه یادگیری اش را برای سفر زندگی نیاز داریم، جستجو کنیم.
 

۶. عشق بدون قید و شرط

من در مورد داشتن فردی در زندگی تان برای عشق ورزیدن صحبت نمی کنم. بلکه منظور من داشتن عشق درون خودتان است، عشقی که باید از درون خودتان تراوش کند تا در نهایت به دیگران هم سرایت کند. عشق بدون قید و شرط مفهومی است که همه ی ما به دنبال آن هستیم، اما متأسفانه اغلب ما به دنبال دریافت چنین عشقی هستیم، به جای دادن چنین عشقی. اگر شما عشق بدون قید و شرطی را از فردی دریافت کنید به معنای واقعی خوش بخت هستید!

عشق بدون انتظار
عشق بدون قید و شرط بسیار نادر است و هدیه ای است که بایستی گرامی داشته شود. اما از خودتان بپرسید، چند بار خودتان عشق بدون قید و شرط را نثار کسی کرده اید؟ آیا عشق بدون شرط نسبت به همنوعان خود دارید؟ این همان عشقی است که منجر به شادمانی می شود. مهم نیست که فردی که مورد محبت شما قرار می گیرد عشق شما را برمی گرداند یا نه، آنچه در قلب شما اتفاق می افتد مهم است. آیا شما هم جزء افرادی هستید که دوست دارید همانقدر که به دیگران عشق می ورزید همانقدر هم دریافت کنید؟ این بدون قید و شرط نیست. آنچه منجر به شادمانی می شود این است: عشق ورزیدن و محبت به دیگران بدون انتظار دریافت چیزی. امتحان کنید.
 

۷. مشارکت

این مفهوم ترکیبی از دانش و دنبال کردن هدف زندگی است. هنگامی که افراد هدف معنوی خود را در زندگی درک می کنند و سپس به دنبال تحقق آن هدف می روند، مشارکت خارق العاده‌ای هم در افزایش کیفیت زندگی بشریت می کنند. هنگامی که ما کاری را انجام می دهیم که برایمان مهم است با زندگی در تماسیم. صرف نظر از اینکه هدف تان پاکیزگی اماکن عمومی باشد یا درمان بیماری ایدز، دنبال کردن هدف معنوی تان رضایت شدیدی را به همراه می آورد که با هیچ تجربه ی دیگری حاصل نمی شود. مشارکت امری حیاتی برای شادمانی است.


نویسنده: کیم الور (مربی رسمی و مدیر اجرایی مؤسسه بین المللی ویلیام گلاسر)
 ترجمه: سحر محمدی (روانشناس واقعیت درمانگر)

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در دوشنبه, 01 ارديبهشت 1399 12:38

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید.